سید مهدی سید مهدی ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

شازده کوچولو

چی بازی کنیم ها ؟

این بازی ابتکاری خودت هست بازی که تو را ساعتها مشغول نگه می دارد من گاهی متعجب می شوم از تو که چگونه یک ساعتی مشغول این بازی هستی سیر نمی شوی اغلب اوقات در روز فقط این بازی را می کنی در سکوت این بازی را با هر پستی وبلندی که هست انجام میدهی از چروک پتو گرقته تا لبه های فرش وانتنی که از زیر موکت رد شد اگر چین وچروکی پیدا نکنی خود چین وچروک خلق می کنی روی تخت ما رفته پتو را تکون می دی تا چروکی رویش ایجاد شود که بازی خودرا انجام بدی   اول کمی نشسته این بازی را انجام می دی از بالا به ماشین هایت نگاه می کنی که چگونه از این پستی وبلندی بالا وپایین می رون بعد دراز می کشی رو زمینی از پایین به حرکت چرخها نگاه میکن...
10 شهريور 1392

دوسالگی

تولد دوسالگی رو می خواستیم در خانواد کوچک خودمان جشن بگیریم که نشد هم زمان مصادف شد با مهمانی دادن مان اعضای خانواده دایی ها  وخاله ها مادربزرگ وپدر بزرگ ماهم کیکی خریدم گفتیم دور همی جشنی بگیریم بدون تزئینات وکادو هم نخریده بودیم هنوز وبلاخره جشنی گرفتیم کوچک اما با یاد ماندنی وشما تا قبل از روشن شدن فشفشه ها خیلی خوب وخوشحال بودی ولی وقتی فشفشه ها رو روشن گردیم ترسیدی تا اخر مهمونی قاطی کرده بودی ولی این شب به یاد گار ماند برای ما وتو           ...
10 شهريور 1392

چی بازی کنیم ها ؟

سلامی دوباره خوب یه جهشی داشته باشیم به دوسالگی این جهش به خاطر اینکه عکسهای سه ماه اخر سال ٩١ رو پیدا نمی کنم حوصله گشتن هم ندارم با نادیده گرفتن اون سه ماه اخر می ریم به سال جدید سال ٩٢که پسر گل مامانی بزرگتر هم شده وعاقل تر بازی های هدمند تری می شه باهاش انجام داد ما هم همت کردیم رفتم چند مدل اسباب بازی خریدم ب رای گل پسر که یکی یکی باهاش انجام بدیم ولی دریغ از صبر وحوصله پسر جان که تا همه رو دید خواست به هر کدوم از بازی ها یه نوکی بزنه ببینه چی به چیه اولین بازی دومینو می باشد که بازی جالبی بود مدتی سرگرمش بود اشکال هندسی که داره کمی پیچیده تر بود باید ازمون وخطا می کرد تا درست از اب در بیاد کمی سرگرمش شد نفهمید چی به چیه...
10 شهريور 1392

چی بازی کنیم ها ؟

این اشکال هندسی را هم دوست می داری دفعه دوم ان را کامل وبدون خطای چیندید اسم انها رو هم بلدی   نمی دانم چرا از نقاشی کردن خوشت نمی اید از هفت هشت ماهگی جلوت مداد کاغذ گذاشتم تا خط خطی کنی ولی علاقه ای نشان ندادی تا اکنون بازهم برای اینکه علاقه مندت کنم به در حمام کاغذ چسباندم برایت از بین قلم موهای خودم قلمی انتخاب کردم ورنگی تا تقاشی دیواری کنی کمی خوشت امده ازاین نقاشی کردن ولی نه ان طور که دل من می خواهد با مداد رنگی وماژیک که یکی دوتا خط بیشتر نمی کشی ولی با این قلم مو پنچ دقیقه ای مشغولی ولی خیلی زود حوصله ات سر می رود جان مادر  نمی دوانم بعد ها علاقه ای پیدا خواهی کرد یا نه اخر من همیشه دوست داشتم ک...
9 شهريور 1392

نمایشگاه کتاب سال 92

رفتیم با گل پسرمان نمایشگاه چقدر هم اقا بود این شازده صدایش در نیامد اون چند ساعتی که تو کالسکه نشسته بود نگاه می کرد براش کتاب خریدیم یکی دوتا اسباب بازی فکری ولی خیلی از کتابهای که مناسب سنش بود را داشت وما خرید چندانی نکردیم البته خودم بیشتر خسته شدم ...
9 شهريور 1392

چی بازی کنیم ها ؟

این بازی رو یادتونه این همون هوش چینه  مهدی  فقط این تکه ها رو میزاشت و بر می داشت حالا این  گل پسر بعداز هیجده ماهگیش کامل میوه ها رویاد گرفته  می زاره سر جاشون البته اون چهار تا کارت ها هم که حیوانات وحشی واهلی هستن هم یاد گرفته هر قطعه رو سر جای خودش می زاره واگر اسم حیونی رو ببرم نشون می ده  چون هنوز مهدی نمیتونه صحبت کنه با اشاره حرفش رو می روسونه    تعجب نکنید این پسر منه اقا مهدی که کچل شده مامانی بعد از حسابی کلنجار رفتن واین دست و اون دست کردن مردد بودن اینکه شما رو کچل کنه یا نه بلاخره دلش رو به دریا زد این کار روکرد تا بلکه موهای شما رشد بهتری پیدا کنه از کرک ونرمی در بیاد  وصد ا...
6 آذر 1391