سید مهدی سید مهدی ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

شازده کوچولو

مهدی وعشقش جارو برقی

مامانی شما عشق بی حد واندازه ای به جارو برقی داری هر وقت که داریم باهاش کار میکنیم شمادنبالش راه می افتی وهر جا که بکشیمش شما هم پشت سرش هستی   اگرم خاموش باشه باز هممیری سراغش وشده نیم ساعت باهاش بازی می کنی اسباب بازی خوبی شده برات حسابی سرگرمت میکنه    ...
1 دی 1390

هفت ماهگی

خدایا بازم شکرت     درکنار تو زندگی رنگ و بوی دگر دارد ولی چقدر زود گذشت باورم نمیشه اون کوچولوی ضعیف ونحیف حالا بزرگ شده واسه خودش  با سرعت زیاد سینه خیز میره و روی دستها وپاهاش بلند میشه وبه قول باباش شناسوئدی میره امروز هم روی یه دستش تکیه داد واون دستش رو بلند کرد تا از رو میز چیزی بردازه ولی زانوهاش هنوز قدرت ندارند وافتاد  دیگه پسرم بازیگوش شده ومی خواد همه چیز رو برداره واز روی میزوبکشه باید کم کم خونه رو ایمن کنم براش  قربونت برم که داری تلاش می کنی واسه بزرگ شدن                                       &n...
1 دی 1390

اولین صدا ها

روزجمعه چهارم اذر ماه هست عزیزم چند وقته که شروع کردی به اواز خوندن ولی امروز خیلی واضح این صداها رو در میاری  (د-د-د- دا -دا-دد -دد -دد-) گاهی هم می گی( خخخ خ ) وقتی هم گریه می کنی یه جورایی می گی ماما یا ممم بادهن بسته که ادم دلش ضعف می ره اینقدر ناز داری وقتی گریه می کنی که همش بابای می گه از این پسر لوسا میشی ومن هی قربون صدقت می رم وفدای اون لبات میشم که اینقدر خوشگل میشن موقع گریه کردن حیف که نمی زاری تو اون موقعیت ازت عکس بندازم تا بدونی چی میگم البته دوتا عکس داری از این حالتت که زیاد کیفیت نداره ولی برات می زارم اینجا تا به بار که عکس بهتری ازت انداختم جایگزین کنمشون           ...
1 دی 1390

الو

الو صدا میاد                                                                                               مامان چون کجای اخه  بیاد ببینم منو دیگه از این به بعد من تلفن رو جواب می دم   دیگه هیشکی حق نداره به تلفن دست بزنه فقط من  الوووووووووووووووو الوووووووووووو هیشکی توش نیست انگاری                     ...
1 دی 1390

هنر دست مامان 2

هههههههههههه  یه خورده خودم رو تحویل بگیرم(این مطلب مخصوص مامانی یعنی خودم هست ) یه چند روز دیگه 3شم می دم بیرون(منتظر سومی باشید )        از خودم تشکر می کنم   ...
29 آذر 1390

عید غدیر ودندان در اوردن

                                             امسال عید غدیر ما دوتا سیدتو خونمون داریم ومن افتخار این رو دارم که مامان یه سید باشم صبح عید که می خواستم بهت سوپ بدم وقتی قاشق رو تو دهنت کردم احساس کردم به چیزی خورد ویه صدایی اومد تودهنت رو نگاه کردم ولی چیزی ندیدم دوباره بعد از ظهر که بهت غذا دادم همون صدا رو شنیدم ودستکشیدم رو لثت ودیدم بله یه دره دندونت نیش زده بیرون کلی ذوق کردم وبوسیدمت بابا هم خونه نبود وقتی اومد ازش مشتلوق گرفتم بهش گفتم اون هم خوشحال شد وبوسیدت امروز پسرم بهم عیدی داد ومن روخیلی ذوق زد...
29 آذر 1390

نیم خیز شدن

  مهدی  تو شش ماه وده روزگی  سینه خیزی می ری جلو گاهی اوقات حالت نیمه نشسته به خودت میگیری خیلی بانمک میشی وقتی این مدلی میشینی گاهی هم با کمک ما می شینی ولی زود می افتی ماهم کاملا مراقبت هستیم      ...
28 آذر 1390